تاریخ: 2017-04-23 شناسه خبر: 48011

گفتگو با شهین شناعی مادر زنده یاد بانو سیما نیک رفتار؛

سرگذشت دختر البرز و ماجرای عشق بی‌پایان او به کوهنوردی از زبان مادرش

سرگذشت دختر البرز و ماجرای عشق بی‌پایان او به کوهنوردی از زبان مادرش

شهین شناعی مادر زنده یاد بانو سیما نیک رفتار بعد از فوت فرزندش در جریان صعود به قله دماوند بیان کرد دخترم عاشق کوهنوردی بود و اینگونه خود را تسکین می‌دهم که سیما به عشقش رسید.

به گزارش سایت ورزش بانوان؛ زنده یاد بانو سیما نیک رفتار کوهنوردی که روز ۲۹ مرداد ۹۵ بعد از صعود به قله دماوند در اثر برخورد قطعه سنگ صدمه دید و در نهایت فوت کرد. شهین شناعی مادر زنده یاد بانو سیما نیک رفتار است مادری که روزهای سخت و دردناکی را گذرانده و فرزندش، را از دست داده بود. سایت ورزش بانوان گفتگویی را با مادرِ دختر البرز مرکزی ترتیب داده که متن آن را می‌خوانید:

 

*کمی از سیمای عزیز برای خوانندگان سایت ورزش بانوان بگویید.

سیما متولد یکم بهمن ۱۳۶۲ بود. مهربانی او دیگر شهره خاص و عام شده بود. بر خلاف ظاهر ظریفش، سیما دختری پر جنب و جوش بود، زیاد فعالیت می‌کرد چه از نوع اجتماعی و چه از نوع ورزشی. به همین دلیل روابط اجتماعی بسیار خوبی داشت. تحصیلات سیمای من مهندسی برنامه نویسی و تحلیلگر سیستم بود و در یک شرکت کامپیوتری مشغول بود. البته سیما دو مدرک لیسانس و یک مدرک فوق دیپلم داشت.

 

*از خانواده خود بگویید.

من به جز سیما یک دختر و یک پسر دیگر هم دارم که هر دو کوچک‌تر هستند. سیما ۱۶ ساله بود که پدرش را از دست داد آن زمان برادرش ۴ ماه داشت. تنها به کمک سیما توانستم آن دوران سخت را پشت سربگذارم. در تمام احوال و شرایط کنارم بود و برادرش را تروخشک می‌کرد. من و سیما باهم و کنار هم این مشکلات را رد کردیم. سیما بچگی نکرد زود بزرگ، مسئولیت پذیر و متعهد شد.

 

*در خانواده به جز سیما کسی به ورزش علاقه دارد؟

پدر سیما ورزش می‌کرد. دختر کوچک‌ترم نیز کوهنوردی می‌کند اما نه به صورت حرفه‌ای و مثل سیما اما برادرش به ورزش علاقه زیادی دارد. من هم گاهی اوقات ورزش می‌کردم.

 

*اصلا چطور شد بانو سیما نیک رفتار به کوهنوردی علاقمند شد؟

چند سال پیش با یک گروه گردشگری و تور طبیعت گردی آشنا شد و از همان طریق به گروه کوهنوردی هم معرفی شد. کم کم علاقه‌اش به کوهنوردی بیشتر و بیشتر شد. تا اینکه تمام انرژی و اوقات فراغتش را به ورزش کوهنوردی اختصاص می‌داد و دیگر عاشق این ورزش شده بود.

 

*با توجه به اینکه کوهنوری جز رشته‌های پرخطر می‌باشد، شما مخالفتی با آن نداشتید؟

نه اصلا. خیلی عجیب است که هیچگاه مخالفتی با این موضوع نداشتم. چون به نظرم سیما همیشه بهترین و درست‌ترین تصمیم را می‌گرفت. نگرانی‌ام تا زمانی که به دوستان همنوردش برسد کاملا برطرف می‌شد.

گردهمایی همنوردان زنده یاد بانو سیما نیک رفتار

*فوت ناگهانی سیمای عزیز چه تاثیری روی شما گذاشت؟

دوباره زندگی برای من زیر و رو شد. اما اینبار داغ سنگین‌تری روی دلم بود. با فوت ناگهانی سیما همگی ما قسمتی از وجودمان را از دست دادیم که مطمئنم جبران نمی‌شود. البته سیما حوالی ساعت ۱۸ آسیب دید و من از ساعت ۱۴ همان روز دلشوره و اضطراب داشتم.

 

*چطور از فوت دخترتان باخبر شدید؟

سیما طبق برنامه و ساعات مشخصی با من تماس می‌گرفت. وقتی آن زمان سپری شد و خبری از او نشد با تمام دوستانش تماس گرفتم اما یا کسی پاسخ نمی‌داد یا اصلا نمی‌گذاشتند که من متوجه شوم. آن شب را با نگرانی به سر کردم. صبح همراه با خواهر و عموی سیما به سمت دماوند حرکت کردیم. تمام طول مسیر با خودم می‌گفتم حتما به کما رفته یا دست و پایش شکسته است اما وقتی رسیدم با اتفاقی بدتر از این حرف‌ها روبرو شدم.

 

*اطرافیان نسبت به فوت او چه احساسی داشتند؟

تاثیر مثبت سیما تنها بر روی خانواده و دوستان‌اش نبود. هرکس حتی یک بار هم با او دیدار می‌کرد متوجه خوشرویی و مناعت طبعش می‌شد به همین خاطر فوت سیما تمام اطرافیانش را متاثر کرد. حتی مدیر عامل شرکتی که سیما کار می‌کرد هنوز هم می‌گوید نتوانستم با جای خالی سیما کنار بیایم.

 

*با توجه به اینکه تمام اطرافیان و همنوردان بانو سیما نیک رفتار همچنان به نیکی از او یاد می‌کنند، چه احساسی دارید؟

فرزندانم همواره مایه غرور و افتخار من هستند؛ سیما دختر خوشرو و خندانم که در هیچ شرایطی کسی را نیازرد همواره بهترین و درجه یک بود. بهترین خواهر، بهترین دوست، بهترین همنورد، بهترین همکار و … او حتی بعد از فوتش نیز احساس غرور را در من تداعی می‌کند.

 

*این روزها چه مسائلی موجب تسلای خاطر شما می‌شود؟

شاید اگر فوت او به نحو دیگری بود، تحمل رفتنش بسیار سخت‌تر می‌شد اما چون دخترم عاشق کوه و کوهنوردی بود خودم را تسکین می‌دهم که سیما به عشقش رسید. از طرفی همنوردان سیما کمک زیادی کردند تا تلخی رفتنش کمتر شود. همیشه می‌گویم سیما رفت اما چندین دختر و پسر دیگر به زندگی ما آمدند. همواره و در هر شرایطی کنار ما هستند و برای او مراسم یادبود برگزار می‌کنند. وجود همگی‌شان برای من نعمت بزرگی است. آنها مثل سیما من را مامان شهین صدا می‎کنند.

 

*حرف و سخن پایانی؟

همانطور که می‌دانید پایین آوردن سیما از بالای کوه حدودا ۲۰ ساعت طول کشید. در آخر با کمک دوستان و بقیه کوهنوردان و به وسیله قاطر پیکر دخترم را پایین کوه آوردند. اما نیروهای امدادی هیچ کمکی نکردند. این اتفاق تلخی رفتن سیما را دو چندان کرد. امیدوارم پایگاهی راه اندازی شود که به موقع امداد رسانی کنند و یا حتی به خانوده‌های افراد سانحه دیده خبر بدهد. سیما اولین کسی نبود که در کوه حادثه دید و مطمئنا آخرین نفر هم نخواهد بود. اما امیدوارم برای هیچ خانواده و هیچ ورزشکاری این حوادث تکرار نشود.

مراسم یادبود سیما نیک رفتار

مادر، خواهر و برادر زنده یاد بانو سیما نیک رفتار در صف نخست جمعیت حاضر در مراسم یادبود وی

چه شد که دختر البرز مرکزی آسمانی شد؟

2 پاسخ به “سرگذشت دختر البرز و ماجرای عشق بی‌پایان او به کوهنوردی از زبان مادرش”

  1. گیسو گفت:

    روحش شاد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *