تاریخ: 2015-08-15 شناسه خبر: 7307

بی تفاوتی و نحوه رفتار در محیط اجتماعی

به گزارش سایت ورزش بانوان؛ بی تفاوتی یک اصطلاح روانشناختی برای حالت بی اعتنایی است که فرد به جنبه های احساسی، اجتماعی و یا فیزیکی زندگی بی توجه یا ” بی اعتنا” است.

«زیگموند فروید» پایه گذار روانکاوی رفتار بشری را عمدتا ذاتی و غریزی می دانست و نتیجه می گرفت که انتخاب آگاهانه ما نقش اندکی در رفتارهایمان دارند.

«جبر گرایی زیستی» (Biological Determinism) فرویدی ما را محدود و محصور در چهارچوب الگوهایی می داند که ژن های ما به ما منتقل کرده اند.

نظریه فروید به سرعت مورد نقد قرار گرفت. «کارن هورنای» یکی از اولین شاگردان فروید، فروید را به «سوگیری نظری»  (Theorical Bias) متهم کرد و «مارگارت مید» در پژوهش های میدانی مردم شناسی نشان داد که بسیاری از رفتارهایی که فروید ذاتی گونه بشری می دانست همچون رفتار جنسی و خشونت، بیش از آن که محصول ژن ها باشند محصول فرهنگ هستند.

تحقیقات رفتارگرایان (Behaviorists) که «موج دوم روانشناسی» را ساختند نیز نشان داد که حیوانات و انسان توانایی شگرفی برای تغییر رفتار از طریق یادگیری دارند تا حدی که «اسکینر» روان را «یک دستگاه یادگیری» دانست .

در واقع ژن ها، الگوهای رفتاری را در ما تعیین نمی کنند بلکه میزان توانایی یادگیری ما را تعیین می کنند. افرادی که هوش (IQ) بالاتر یا هوش هیجانی (EQ) بالاتری دارند در «تغییر رفتار براساس اقتضای محیط» توانمندترند. این افراد زودتر متوجه ضرورت تغییر رفتار می شوند و آسان تر الگوهای کارآمد جدید را جایگزین الگوهای ناکارآمد می کنند.
با این تعاریف، بی تفاوتی و فرار از مسئولیت در یک قوم و ملت نمی تواند ناشی از «آرایش ژنی» آنها باشد بلکه باید ریشه آن را در «طرحواره ها» (Schema) جستجو کنیم.

رفتار انسان ها به شدت تحت تاثیر «طرحواره هایی» است که آموخته اند. روان شناسان شناختی همچون آلبرت الیس و آئورن بک توصیه کرده اند که برای تغییر دادن رفتارو احساس انسان ها باید طرحواره های آنها را بشناسیم .
به طرحواره های فرهنگی مان نظری بیاندازیم. ضرب المثل های زیر را مرور کنید:

«خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!»
« آسه برو  آسه بیا، تا گربه شاخت نزنه!»
«سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند!»
« مگه پیغمبری که غم امت بخوری؟!»
«زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد!»
« مانه سر پیازیم، نه ته پیاز!»
«صلاح ممکت خویش خسروان داند!»

آیا ثمره چنین طرحواره هایی بی تفاوتی و شانه خالی کردن از مسئولیت های اجتماعی مان نیست؟

اگر قرار است جامعه متفاوتی داشته باشیم چاره ای نداریم جز اینکه پایه ای ترین گذاره های فرهنگی مان را مورد نقد قرار دهیم و البته به خاطر داشته باشیم که اگر قرار است از نقد ویترینی به نقد موثر برسیم ضروری است که خط قرمزها را نیز نقد کنیم.

دکتر محمدرضا سرگلزایی

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.