تاریخ: 2015-07-20 شناسه خبر: 4114

در جست وجوی درد مشترک

درد مشترک

به گزارش سایت ورزش بانوان ؛ در این گزارش که در شماره روز دوشنبه بیست و نهم تیر 1394 خورشیدی به قلم آرزو فرشید انتشار یافت، آمده است: مطالبات زنان در جامعه ما همان حکایت «پیل اندر خانه تاریک» است که مولانا می گوید. درست همان وقتی که عده ای به دنبال افزایش سهم زنان از کرسی های سبز بهارستان هستند، برخی خرده می گیرند که به جای این کارها، به داد زنان سرپرست خانوار برسیم. یا وقتی کسانی پیگیر ورود زنان به ورزشگاه ها می شوند، گروهی فریاد می کشند مگر مسئله زنان این است؟! وقتی هم می گویند زنان مدیر و وزیر و دیپلمات شوند، باز گروهی هستند که بگویند تکلیف خانواده چه خواهد شد؟!

مسئله وقتی تأمل برانگیز می شود که درک کنیم این اختلافِ نظرهای بی پایان به بزرگ ترین مانع در مسیر پیگیری مسائل زنان بدل شده است. در این شرایط جواب مشخصی برای این پرسش که «اصلی ترین مطالبه زنان چیست؟» وجود ندارد. این مسئله حتی سبب می شود گمان کنیم اساسا درد مشترکی در این جامعه وجود ندارد و زنان هنوز در مسائل ابتدایی، همچون اینکه زن در جایگاه خانواده تعریف شود یا خارج از آن سردرگم هستند. اظهارات اخیر شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده، وجود این دشواری را تأیید می کند.

او در نشست خبری همایش زنان، اعتدال و توسعه هر دو وجه را در نظر گرفته و گفته است «انتظار داریم در حوزه زنان به اعتدال که نیاز امروز جامعه است، پرداخته شود و تأثیر آن در عرصه های مختلف همچون خانواده، بازار کار و ایجاد توازن میان این دو نقش زنان دیده شود».

مولاوردی همچنین تأکید می کند: «زمانی که فرضیه عدالت جنسیتی را به عنوان یک ایده به جهان ارائه می کنیم و انتظار داریم آن را دربست قبول کنند، باید بدانیم اگر این ایده هنوز در کشور ما به عمل درنیامده باشد و ابعادش تحلیل نشده باشد، تأثیری نخواهد داشت».

به این ترتیب، او با اشاره به اینکه برنامه رئیس جمهوری در این مدت کاهش شکاف جنسیتی بوده است، می گوید در این معاونت و به طورکلی در دولت به این نتیجه رسیده اند که «باور به زنان و مطالبات آنها باید به باور و مطالبه جامعه تبدیل شود».

پرسش اینجاست که چطور می توان انتظار داشت «مطالبات زنان» به «مطالبات جامعه» بدل شوند، درحالی که جامعه زنان هنوز درباره اولویت بندی مطالبات خود اختلافِ نظر دارد. چطور می توان در شرایطی که نگاه های سیاسی و جناحی بر پیگیری خواسته ها و حقوق زنان سیطره دارد، امیدوار بود که همه جامعه باهم همراه شوند و برای حل مشکلات زنان بکوشند.

گمان می رود که این کلی گویی ها و آرمان خواهی ها بدون در نظر گرفتن مشکلات و موانع کنونی، که بعضا از درون جامعه زنان نشأت می گیرند، سودمند نخواهد بود.

برخی فعالان حوزه زنان اعتقاد دارند راه حل برون رفت از این شرایط وارونه دیدن هرم است. بر این اساس، به جای تأکید بر افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان، در گام نخست باید سراغ حل وفصل مشکلات زنان در طبقات پایین جامعه رفت، زیرا با این روش دغدغه های ابتدایی تر حذف می شوند و به مرور زمان سطح آگاهی و اطلاعات زنان جامعه رشد می کند و زمان پرداختن به موضوعات کلان و البته اساسی ای همچون مشارکت در امور اجرائی کشور نیز فرا می رسد.

گفتنی است این دیدگاه مخالفانی دارد و گروه دیگری از فعالان حوزه زنان نیز اعتقاد دارند تازمانی که زنان در رأس یا در سطح عالی نهادهای مختلف قرار نگیرند، اراده و عزمی جدی برای حل وفصل مشکلات فعلی این جامعه وجود نخواهد داشت.

گیتی پور فاضل، وکیل دادگستری که ازجمله معتقدان به رویکرد نخست است، در گفت وگو با «شرق» به اختلافات توجه برانگیز زنان در طبقات مختلف جامعه اشاره کرد و گفت: «برخی زنان متأسفانه از حق وحقوقی که یک انسان باید داشته باشد، کاملا بی خبر هستند. منظور از این گروه فقط زنان بی سواد نیست، بلکه بسیاری از زنان باسواد نیز از حق و حقوق خود مطلع نیستند. این گروه در حقیقت پذیرفته اند به عنوان جنس دوم در جامعه به حساب آیند و پشت یک مرد پنهان شوند».

او با تأکید بر تفاوت های این گروه با زنانی که مطالباتی در سطح استفاده از زنان در نهادهای اجرائی، کابینه و مجلس دارند، گفت: «درد مشترک این دو گروه به تعدد زوجات مربوط می شود؛ زیرا این دردی است که همه طبقات هرم جامعه زنان آن را به خوبی احساس می کنند». او افزود: «وقتی زنی سواد کافی نداشته باشد، از حقوق خود اطلاع نداشته باشد و از لحاظ مالی به شوهرش وابستگی داشته باشد، نمی توان از او پرسید چرا حق و حقوق برابر با مردان نداری، زیرا به دلیل همان وابستگی مالی پذیرفته است جنس دوم باشد. برای زنی در این شرایط، داشتن حق و حقوق برابر اهمیت ندارد، اما همین زن اگر شوهرش به زن دیگری توجه کند فورا معترض خواهد شد. اینجاست که می گویم این همان درد مشترک و دغدغه بزرگ زنان در جامعه است و ضرورت دارد قبل از هر چیز به آن بپردازیم».

پورفاضل تأکید کرد: «باید احقاق حقوق زنان را از مسائل ساده تر و از لایه های زیرین جامعه آغاز کنیم. می دانیم هر چه به سطوح بالاتر جامعه نگاه کنیم، سطح مطالبات نیز افزایش می یابد و به جایی می رسد که بگویم زن و مرد از لحاظ حقوق انسانی یکسان هستند. از همین رو جامعه باید قوانینی داشته باشد که این برابری را تأمین کند. به نظر من باید اولویت هایی را در نظر بگیریم. نمی توان یک باره همه قوانین را زیرورو کرد؛ ازاین رو از همان جایی آغاز کنیم که همه درباره آن اتفاق نظر دارند و ضرورت آن را درک می کنند. ابتدا تعدد زوجات را ممنوع کنیم و بعد سراغ مسائل دیگر بریم».

او می گوید: «امثال ما باید آن قدر بگویند و اعتراض کنند تا به نتیجه برسند. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که نهادهای مدنی مستقل چندان فرصت فعالیت ندارند. درحالی که مدنیت یعنی همین که مردم خودشان پیگیر امور اجتماعی باشند و تغییرات لازم را ایجاد کنند… بااین حال اعتقاددارم که هرگز نباید ناامید شد. به نظر من انسان تا زمانی که زنده است برای به دست آوردن حق خود باید مبارزه کند. مسائل زنان در جامعه ما تا حد زیادی پیگیری شده و وضعیت کنونی زنان ناشی از همین تلاش های زنان است. تلاش و پافشاری برای رسیدن به مطالبات تنها راه ما است. در این مسیر هم باید مثل حلقه های زنجیر به هم وصل باشیم».

شناخت درد مشترک و اصلی ترین مطالبه جامعه زنان گام نخست و ضروری است که همه فعالان این حوزه درباره آن اتفاق نظر دارند. ابهام های اصلی درباره چگونگی دست یافتن به این شناخت است و این ابهام های بدون برگزاری جلسات و نشست های هم اندیشی رفع نخواهد شد. گام دوم نیز کنارگذاشتن منافع فردی و جناحی و دستیابی به وحدت است که اتفاقاً این مهم نیز بدون همفکری و تبادل نظر محقق نخواهد شد بنابراین انتظار می رود که فعالان حوزه زنان ضرورت این امر را درک کرده و هر چه سریع تر اقدامی عملی کنند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.