تاریخ: 2015-08-02 شناسه خبر: 5880

درخواست برای قصاص چشم

به گزارش سایت ورزش بانوان؛  این پرونده پنج سال قبل با شکایت مرد جوانی که در بیمارستان بستری بود، تشکیل شد. این فرد مدعی‌ شد با ضربه باتوم پسری از ناحیه چشم دچار آسیب شده‌ است. او به مأموران گفت: «به‌خاطر یک تصادف درگیری‌ای بین خانواده من و طرف مقابل به وجود آمد و فردی که نمی‌دانم چه نسبتی با طرف درگیر من داشت، با واردآوردن ضربه باتوم چشمم را کور کرد و حالا هم از او شکایت دارم».

تحقیقات مأموران نشان داد درگیری در یکی از خیابان‌های شلوغ تهران اتفاق افتاده ‌است و زمانی که مرد جوانی در حال حمل خودرو پدرش با جرثقیل بوده، با ماشینی تصادف کرده که همین تصادف منجر به درگیری شده است. سپس دو طرف از اقوامشان خواسته‌اند تا برای کمک بیایند و این درگیری شدت گرفته و درنهایت منجر به کوری یک چشم کیوان شده است. با شناسایی متهم، وی به کورکردن چشم مقتول اعتراف کرد و گفت قصدی برای زدن نداشته و آنچه اتفاق افتاده ناخواسته بوده و او برای کمک به برادرش به محل رفته‌ بوده.

متهم گفت: «قصد داشتم مردمی که برای درگیری هجوم آورده‌ بودند و تعدادشان هم زیاد بود را با باتوم متفرق کنم که ضربه به چشم کیوان برخورد کرد قصدی برای زدن او نداشتم».با تشکیل پرونده و ارسال آن به دادگاه کیفری وقت تهران، هیأت قضات به این پرونده رسیدگی کردند. متهم در دفاع از خودش گفت: «وسیله‌ای که دستم بود، باتوم نبود و من اصلا قصد نداشتم کیوان را کور کنم و متوجه این نبودم که ضربه را به او زده‌ام».

 متهم بااین‌حال با توجه به درخواست شاکی پرونده به قصاص یک چشم محکوم شد. رأی صادره مورد اعتراض متهم قرار گرفت و دیوان‌عالی کشور با این اعتراض موافقت کرد. در رأی دیوان آمده ‌است هرچند متهم ضارب بوده و این امر برای دادگاه و دیوان‌عالی کشور مسلم و محرز شده‌ است اما با توجه به اینکه به نظر می‌رسد متهم سهوا و بدون عمد ضربه را وارد کرده، بنابراین رأی صادره نقض شده و رسیدگی مجدد باید انجام شود.

این پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض ارجاع شد. روز گذشته قضات شعبه دوم دادگاه کیفری شماره دو رسیدگی به این پرونده را آغاز کردند. بعد از اینکه شاکی اعلام کرد همچنان خواستار حکم قصاص است، متهم در جایگاه حاضر شد.

او گفت: اتهام را قبول دارم. من ضارب بودم اما باتومی در کار نبود. من با میله‌ نگه‌دارنده تلق موتور این کار را کردم. او در توضیح روز حادثه گفت: مادرم تماس گرفت و گفت برادرم با کسانی درگیر شده و دعوا بالا گرفته‌ است. خودم را به آنجا رساندم و متوجه شدم موضوع تصادف ‌است. با کیوان درگیر شدم. مادرش برای جداکردن ما آمد. من هلش دادم و به زمین افتاد. کیوان به سمت من حمله کرد و یکدفعه تعداد زیادی آدم به طرفم آمدند. داشتم با میله تلفن موتورم آنها را پراکنده می‌کردم. کیوان پشتش به من بود که یکدفعه برگشت و ضربه به ‌صورتش برخورد کرد. من اصلا او را نمی‌زدم و اول نفهمیدم چه شده است. قضات با پایان جلسه رسیدگی، برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.

شرق

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.