تاریخ: 2015-06-17 شناسه خبر: 196

لغو کنسرت، لغو قانون

«وقتی در چارچوب قانون مجوز یک کنسرت داده می شود و از مردم دعوت می شود مردم بلیت می خرند و خودشان را آماده می کنند این گونه دخالت ها تضییع حقوق مردم است/از نظر ما مجوز قانونی زمانی که صادر می شود، لغو آن مجوز از طرف دستگاه هایی که قانونا حق اینکار را ندارند، کاملاً نادرست است» (حسن روحانی رییس جمهوری-نشست خبری شنبه بیست و سوم خرداد 1394)

از ابتدای سال 1392 تاکنون نزدیک به 30 کنسرت در سراسر ایران لغو شده است. طی روزهای گذشته نیز کنسرت های مهمی همچون «پرواز همای» (بعد از فروش بیش از 2هزار بلیت و تنها چند ساعت پیش از برگزاری) و همچنین «کیهان کلهر» لغو شد.

لغو این کنسرت ها که به خواننده یی سنتی و همچنین یکی از بزرگ ترین و بی حاشیه ترین چهره های موسیقی ایران که در جهان نیز از شهرت فراوانی برخوردار است تعلق داشت نشان می دهد که حساسیت های ایجاد شده در خصوص موسیقی و کنسرت از مرحله ی مقابله با موسیقی پاپ (به عنوان سبکی شادتر) عبور کرده و بیشتر به دشمنی با موسیقی از هر نوع آن شباهت پیدا کرده است.

در پی لغو کنسرت کلهر، این آهنگساز و نوازنده ی کمانچه که تاکنون چندین بار نامزد دریافت جایزه ی گِرَمی(معتبرترین جایزه ی جهانی موسیقی) شده اعلام کرد که تا زمانی که این وضعیت اصلاح نشود، دیگر در ایران کنسرتی برگزار نخواهد کرد. کنسرت گروه اسپانیایی زبان «جیپسی کینگز» نیز که آلبوم های آن سال ها است در کشور با مجوز وزارت ارشاد به فروش می رسد و حتی آهنگ هایی از این گروه در رسانه ی ملی پخش شده است، به سبب مخالفت اداره ی اماکن نیروی انتظامی با برگزاری این کنسرت لغو شد.

دولت و شخص رییس جمهوری و وزیر ارشاد بارها در خصوص حمایت از موسیقی و لزوم فعالیت آزادانه ی فعالان این عرصه سخنانی را مطرح کرده اند و حتی مقام های اصلی دولت نظیر وزیران با حضور در کنسرت های مهمی نظیر ارکستر ملی و کنسرت خوانندگانی نظیر «علی قربانی» تلاش کرده اند پشتیبانی همه جانبه ی خود از موسیقی را نشان دهند؛ ولی با وجود این، در عمل گویا نظر نهادهایی چون قوه قضاییه و اداره اماکن نیروی انتظامی بر نظر و تصمیم دولت غلبه می یابد و شائبه نوعی سیاسی کاری و تقابل با دولت ایجاد می شود.

این شرایط علاوه بر آنکه موجب ایجاد فضای دلسردی در جامعه و بین دوستداران هنر ایجاد خواهد کرد، فاصله ی میان مردم و دولت را افزایش داده و مهم تر از همه اینکه پایه های موسیقی کشور را بسیار ضعیف خواهد کرد.

در این خصوص ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

1-طی ماه های گذشته کنسرت های متعددی لغو شده است. ولی لغو کنسرتی که در آن بیش از 2هزار بلیط به فروش رسیده بود و از مدت ها پیش مراحل برگزاری آن در جریان بود، لزوم بازنگری در حمایت صحیح از موسیقی ملی و بویژه بحث تامین امنیت برگزاری کنسرت های موسیقی به عنوان یکی از بزرگ ترین منبع های کسب درآمد اهالی این حوزه و همچنین عاملی در راستای اعتلای موسیقی و فرهنگ کشور را بیش از پیش مطرح می کند. در کشوری که به دلیل نبود قانون کپی رایت و برخورد نکردن با پایگاه های اینترنتی که آلبوم های موسیقی را بطور رایگان در اختیار کاربران خود قرار می دهند و بی توجهی در سطح سیاست گذاری باعث شده است آگاهی های لازم به مردم در راستای حمایت از موسیقی داده نشود و برگزاری کنسرت از اهمیت بسیار زیادی برای خوانندگان و نوازندگان کشور برخوردار است. زمان و هزینه ی فراوانی که از مدت ها پیش از برگزاری یک کنسرت از سوی برگزار کنندگان پشت و روی صحنه صرف می شود نکته یی است که بسیاری گویی به آن توجهی ندارند.

2-دولت بارها بر حمایت خود از موسیقی تاکید کرده ولی زمانی که بویژه در شهرستان ها، کنسرتی با دخالت مستقیم برخی اشخاص یا نهادها لغو می شود، نتیجه یی جز دلسردی و بی اعتمادی به وعده های داده شده را در اهالی موسیقی بدنبال نخواهد داشت. این بی اعتمادی در خصوص برگزار شدن یا نشدن کنسرت ها که گاه تا دقیقه ی 90 و باوجود طی همه ی مراحل قانونی و اعطای مجوز نیز ادامه دارد، قماری است که در صورت تکرارِ آن، اهالی موسیقی، بازندگان اصلی آن خواهند بود. آغاز کمپین «من از موسیقی حمایت می کنم» را که چندی پیش با هدف هایی نظیر گسترش فرهنگ کپی رایت در موسیقی و پرهیز از دانلود غیرقانونی به صورت رسمی آغاز به کار کرد می توان فریادی از سوی این فعالان موسیقی در راستای حفظ بقای موسیقی کشور و فعالان آن و کمک به اعتلای فرهنگی کشور با این ابزار دانست؛ تلاشی که به نظر می رسد با وجود کارزار ایجاد شده از سوی گروه های فشار بر ضد موسیقی طی ماه های اخیر، فعالان این عرصه در آن تنها هستند.

3- پرسشی که بسیاری افراد بویژه در جریان کنسرت اخیر که تنها چند ساعت پیش از برگزاری لغو شد مطرح می کنند، این است که چرا باوجود داشتن مجوزهای قانونی و تبلیغات وسیع برای برگزاری کنسرت ها، مسوولان قوه ی قضاییه در مدت کمی پیش از آغاز برنامه اقدام به لغو آن می کنند. آیا همانگونه شایسته نیست همانگونه که مردم ملزم به رعایت قانون و احترام به مجریان آن هستند، این نهاد وظیفه ای در قبال بی احترامی به هموطنانی که برنامه یی که از مدت ها پیش مشتاقانه منتظر آن بودند لغو شده داشته باشد؟ بدون شک این قوه از کارنامه ی فعالان موسیقی یی که اقدام به برگزاری کنسرت می کنند اطلاعات کافی دارد و در صورت وجود هرگونه مشکل، از ابتدا نباید مجوزهای لازم به این افراد داده شود. پس چگونه است که باوجود موافقت و حمایت ارشاد به عنوان نهاد اصلی تصمیمی گیرنده در این خصوص، قوه ی قضاییه و اداره ی اماکن بدون ارایه ی هیچ اقدام به لغو کنسرت ها می کنند.

3. این حقیقت آزار دهنده که عرصه های مختلف فرهنگی کشور طی ماه های گذشته به صحنه ی زورآزمایی سیاسی و جناحی و انتقام جویی برخی گروه های موسوم به فشار از دولتی که امید می رود موسیقی و سینما و تیاتر و ادبیات، زیر تاثیر حضور آن نفسی عمیق بکشند تبدیل شده را نمی توان انکار کرد. افرادی که داشتن سنبه یی پر زور به آن ها اجازه می دهد به راحتی در مقابل تلاش ها و سخنان مقام های عالی دولت ایستاده و با صدور شبنامه و بیانیه و توهین و تهدید، هدف های خود را پیش ببرند، در خصوص موسیقی سنگ تمام گذاشته اند و از بازوهای قدرتمند خود در نهادهای مختلف استفاده می کنند. بسیاری افراد معتقد هستند که در شرایط کنونی بهترین راه برای جلوگیری از اتفاقات مشابه، همفکری سه قوه و ایجاد سندی مدون و قانونی در زمینه ی موسیقی است.

یکی دیگر از راهکارهایی که بسیاری افراد بویژه برای اجتناب از لغو کنسرت در شهرستان ها بر روی آن تاکید دارند، ایجاد هماهنگی بیشتر در بدنه ی دولت است. فرضیه های مطرح شده در خصوص اختلاف دولت با وزارت کشور در موردهای متعدد از جمله فرهنگی از آنجایی قوت می گیرد که لغو کنسرت در شهرستان ها در برخی موارد به دستور مستقیم مقام های زیر نظر این وزارتخانه نظیر استاندار و فرماندار صورت می گیرد. در صورت ادامه ی این روند بدون شک اعتماد از مردم به دولت به عنوان نهاد اصلی تصمیم گیرنده کاسته خواهد شد.

6. ایجاد کمپین «روحانی تنها نیست» اعلام حمایت دوباره ی مردم از رییس جمهوری است که توجه به فرهنگ و اعتلای آن یکی از اصلی ترین شعارهای انتخاباتی او بود. دولت نباید این را از یاد ببرد که در شرایطی که مخالفان از این ابزار برای سلب اعتماد مردم از دولت استفاده می کنند، ضروری است که مسوولان با همه ی توان و در قالبی خارج از حرف و ابراز امیدواری، از اهالی موسیقی و فرهنگ و هنر کشور حمایت کند. بی توجهی به این حوزه و ضعیف شدن پایه های فرهنگی نتیجه یی جز ایجاد کوهی دیگر از مشکل ها که سال ها برای رفع آن زمان و هزینه لازم است بدنبال نخواهد داشت. با این تفاوت که هزینه ی دولت و مردم در قبال نابسامانی ها فرهنگی بسیار گزاف خواهد بود.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.