تاریخ: 2015-06-18 شناسه خبر: 235

یادداشت های یک نیمچه ماما

عصری داشتم بخشو تحویل میگرفتم .

معمولا بچه های صبح کار تند تند بخشو تحویل میدن که سرویس نره واسه همین ما که عصر میایم سعی میکنیم حداقل یکیمون زود تر بیادو شیفتو مریضهارو تحویل بگیره .

اون روز طیبه داشت شیفتو تحویل میداد . کلی مریض داشتیم و من داشتم یکی یکی مریضهارو معاینه میکردم که رسیدیم به یه دختر جوون که وقتی طیبه بهش رسید گفت :

بیا اینم همکار خودته !!!

– همکار من؟ ماماست؟

– نه ورزشکاره! رزمی کاااااااااااااااره ( این کلمه آخرو با یه سقلمه به پهلومو یه چشمک گفت )

اااااااااا جدی ؟ چه ورزشی انجام میدی دختر؟

 مریم : بوکس !!!

– آفرین . باریکلا . تو چه سطحی هستی؟

طیبه: بابا قهرمانه . کارش درسته .( کلا همیشه زنها هر چند موفق باشن ، وقتی یه زن موفق دیگه ای رو میبینن ، بی اختیار بهش افتخار میکنن و احساس غرور میکنن. )

– آفرین . حالا با هم حرف میزنیم . رو به طیبه کردم و شرایطشو پرسیدم .

طیبه گفت که شرایط خوبی نداره ولی به خاطر اینکه ورزشکاره ، اصرار داره که طبیعی باشه زایمانش و ما هم کمکش کردیم و تا اینجا رسیده .( شرایطش بد نبود ولی کل اماده ای نداشت . یعنی افاس خوبی نداشت ولی به هر حال مهم این بود که مریم میخواست زایمان طبیعی انجام بده و چون میخواست و خودشو آماده کرده بود ، مطمئن بودم که میتونه و موفق میشه .)

 

بعد اینکه بخش کمی استیبل شد و تحت کنترل ، رفتم سراغ مریم . کمی با هم حرف زدیم . یه کم نا امید شده بود ولی تمام سعیمو کردم که متمایل به سکشن نشه . چون با این کار باید همیشه از ورزش قهرمانی خواحافظی میکرد . البته خودشم نمیخواست سکشن بشه .

بهش گفتم که با عضلات قوی که داره خیلی راحت میتونه زایمان طبیعی انجام بده . فقط باید کمی صبور باشه . از اینکه یه رزمی کار ماما رو دیده بود جالب بود براش . البته رشته هامون با هم فرق می کرد و من اماتور بودمو اون کار درست. ولی باز هم براش غنیمت بودم .

 

ساعت نزدیک 5 عصر بود که دکتر برای ویزیت اومد . بهش گفت که شرایطش طوریه که میتونه سزارینش کنه و بیمه هم قبول میکنه وزایمان طبیعی نیاز به صبر و تحمل بیشتری داره .

مریم هم قبول کرد که صبر کنه و دردو تحمل کنه ولی سزارین نشه .

خلاصه اینکه تا ساعت 7 فول شد و در شیف شب خودم زایمانشو گرفتم و پسر یه ورزشکارو به دنیا اوردم .

یه زایمان خوب با همکاری عالی مادر . با وجود اینکه خیلی خسته بود اما کم نذاشت و عالی زایمان کرد .(واسه همینه که میگم برین ورزش کنین )

 

و اینگونه شد که یه نفر به امار زایمان طبیعی هامون اضافه شد .

 

نکته :

بدن اماده و ورزیده ، کمترین صدمه رو هنگام زایمان میبینه ( چه طبیعی و چه سزارین ). یه ورزشکار الگوی تنفس صحیح رو میدونه و برای همین درد کمتری احساس میکنه و عضلات قوی باعث میشه که در آخرین لحظات با فورس مناسب مانع موندن بچه تو کانال زایمان بشه .

شاید خیلی وقتها شنیده باشین که مردم میگن : خیلی زایمانش خوب بود ولی اخرش دیگه کم اورد واسه همین دیگه توان نداشت و بچه نزدیک بود خفه بشه .

این اتفاق هیچوقت برای یه ورزشکار نمیفته .

پس مثل بچه های خوب از همین امروز به فکر یه باشگاه خوب باشین .

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.