تاریخ: 2015-06-20 شناسه خبر: 335

برادركشی برای حمايت از خواهر

پسري جوان وقتي خواهرش را زير مشت و لگد برادر معتادش ديد، به سمت آنها حمله‌ور شد و برادرش را به قتل رساند.

شامگاه سوم تير امسال وقوع يك فقره درگيري خانوادگي در خيابان ابومسلم تهران به كلانتري ١٧٥ مسعوديه اعلام شد. با حضور ماموران در محل مشخص شد چند نفر با يكي از اعضاي خانواده خود به نام رضا به دليل مصرف مواد مخدر درگير شده‌اند و با بالا گرفتن درگيري، رضا اقدام به تخريب اثاثيه منزل كرده است.

با شكايت خانواده از رضا، پرونده‌اي با موضوع «تخريب عمدي» تشكيل و رضا به زندان رجايي‌‌شهر منتقل شد اما پس از گذشت مدت كوتاهي به علت تشنج، بيهوش و پس از انتقال به بيمارستان، جان خود را از دست داد. مرگ ناگهاني رضا باعث شد تا ماموران پرونده‌اي مقدماتي با موضوع «فوت مشكوك» تشكيل داده و براي رسيدگي به اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ ارسال كنند.
همزمان خانواده متوفي نيز شكايتي تنظيم كرده و مدعي شدند علت مرگ رضا «انتقال نامناسب او به كلانتري و زندان» است. اين در حالي بود كه تحقيقات پليس از مامور بدرقه و زندانيان همراه رضا نشان مي‌داد كه هيچگونه رفتار نامناست و ضرب و شتمي از سوي ماموران انجام نشده است. تحقيقات ماموران ادامه داشت تا اينكه گزارش پزشكي قانوني در اختيار پليس قرار گرفت و پرده از راز مرگ رضا برداشت.

در گزارش پزشكي قانوني علت مرگ رضا «فشار بر عناصر حياتي گردن» اعلام شده و آمده بود: ««گاهي فشار بر عناصر حياتي گردن به شكل آني و در پي ضربه به مناطق حساس اتفاق مي‌افتد كه در مورد متوفي اين امر بعيد است اما گاهي هم فشار بر عناصر حياتي گردن با تاخير و در پي ايجاد عوارض حادث مي‌شود كه در اين مورد زمان متفاوت بوده و تحقيقات قضايي و پليسي راه‌گشا خواهد بود.»

به اين ترتيب تحقيقات از خانواده رضا به جريان افتاد. همزمان گروهي از ماموران محل سكونت متوفي و خانواده‌اش را تحت كنترل نامحسوس قرار دادند كه در جريان آن مشخص شد رضا به مواد مخدر شيشه اعتياد داشته و به اين دليل بارها با خانواده‌اش درگير شده است. آخرين بار سوم تير امسال نيز، خانواده رضا با پليس تماس گرفتند و ماموران براي دستگيري او به خانه آنها اعزام شدند. اين در حالي بود كه خانواده رضا تماس با فوريت‌هاي پليسي ١١٠ در اين روز را انكار كرده و مدعي شده بودند كه هيچ درگيري منجر به تخريبي انجام نشده است.

تناقض‌گويي‌هاي خانواده متوفي نشان مي‌داد آنها قصد مخفي كردن نقشه‌اي را دارند كه منجر به مرگ رضا شده است. ماموران براي افشاي اين نقشه بازجويي از برادر رضا را آغاز كردند كه سرانجام او به درگيري شديد با برادرش اعتراف كرد و گفت: «روز حادثه رضا داشت خواهرم را كتك مي‌زد. او پول موادش را از ما مي‌گرفت. من كه اين صحنه را ديدم خيلي عصباني شدم. به سمتش رفتم. او لوله جاروبرقي را برداشت و چند ضربه به سرم زد. سرم شكست و خونريزي كرد. من ديگر نتوانستم خودم را كنترل كنم. به سمتش حمله كردم و چند دقيقه گردنش را فشار دادم تا اينكه از حال رفت و روي زمين افتاد. بعد از آن با پليس ١١٠ تماس گرفتم و موضوع درگيري را پيش كشيدم. رضا قبل از اين به خاطر اعتياد به شيشه، بيكار و از همسرش جدا شده بود. او مدام ما را اذيت مي‌كرد. آن روز مي‌خواستم از خواهرم حمايت كنم.»

سرهنگ كارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ با اشاره به اعتراف متهم و تحقيقات انجام شده، از نقشه خانواده رضا براي دريافت ديه با طرح شكايت كذب خبر داد و گفت: «خانواده مقتول با طرح شكايت كذب و ايجاد انحراف در پرونده قصد دريافت ديه داشت كه در بررسي‌هاي پليس نقشه آنها نقش بر آب شد. همچنين متهم براي تكميل جزييات پرونده در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.»

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.