تاریخ: 2015-07-13 شناسه خبر: 3356

نجات از چوبه‌ دار با کمک نیکوکاران

 

  به گزارش سایت ورزش بانوان ؛ به نقل از شرق ،مردی مهر سال ٨٩ به مأموران پلیس تهران مراجعه و اعلام کرد دوستش را به قتل رسانده و حالا می‌خواهد خودش را تسلیم کند. حمید جزئیات قتل دوستش را توضیح داد و به مأموران گفت جسد را در خانه‌اش رها کرده‌ است. حمید گفت: «مدت‌ها بیکار بودم و نمی‌توانستم خرجی زن و بچه‌ام را بدهم. روز حادثه همسر و اعضای خانواده‌ام به خانه خواهرم رفته ‌بودند و من تنها بودم، دوستم حسن را به خانه دعوت کردم تا از او کمک بخواهم. وقتی داشتیم شام می‌خوردیم به حسن گفتم وضعم خیلی بد است و درخواست کمک کردم، گفت نمی‌تواند پولی به من قرض دهد و بعد هم با عصبانیت گفت به من ربطی ندارد که تو پول نداری جدال لفظی بین من و حسن باعث شد نتوانم عصبانیت خودم را کنترل کنم و با قابلمه‌ای که در آن غذا درست کرده‌ بودم، به سرش کوبیدم و او بی‌هوش شد». متهم ادامه ‌داد: «بعد از بی‌هوش‌شدن حسن، او را با طنابی خفه کردم. اول تصمیم گرفتم ماشینش را بردارم و با آن کار کنم اما مسئله اصلی این بود که جسد را چه‌کار کنم. تصمیم گرفتم آن را در کمد دیواری خانه‌ام دفن کنم. چند کیسه سیمان خریدم وقتی داشتم سیمان‌ها را به داخل خانه می‌بردم مرد صاحبخانه من را دید و پرسید سیمان را کجا می‌‌بری، گفتم از کمد دیواری مارمولک بیرون آمده و می‌خواهم درزهای آن را بگیرم اما بعد، از این حرفم پشیمان شدم و دیگر جسد را دفن نکردم چون فکر کردم دیر یا زود‌ گیر می‌افتم. از خانه بیرون آمدم و خودم را تسلیم پلیس کردم».پرونده با اعترافات این مرد، شکایت اولیای‌‌دم و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه ٧١ سابق دادگاه کیفری استان تهران فرستاده و متهم به قصاص و شلاق محکوم شد. رأی صادره مورد تأیید دیوان‌عالی کشور قرار گرفت و درحالی‌که در مرحله اجرا قرار داشت، خانواده حمید تلاش خود را برای جلب رضایت اولیای‌‌دم آغاز کردند، از آنجایی که دیه مورد مطالبه از سوی اولیای‌دم در توان خانواده متهم نبود، چند نیکوکار موفق شدند رضایت اولیای‌‌دم را جلب کنند. متهم روز گذشته به شعبه٢ دادگاه کیفری شماره یک برده ‌شد تا درخصوص جنبه عمومی جرم مورد محاکمه قرار گیرد. او وقتی در جایگاه حاضر شد اتهام خود را قبول کرد و ضمن ابراز پشیمانی از کرده‌اش، گفت: «من در مدتی که در زندان بودم سختی زیادی کشیدم، فقر و بدبختی باعث شد به این روز بیفتم و حتی پول پرداخت دیه اولیای‌‌دم را هم نداشتم. حالا که رضایت گرفته‌ام درخواست دارم دادگاه هم مرا ببخشد تا بتوانم دوباره به زندگی برگردم و از خانواده‌ام مراقبت کنم». هیأت قضات با پایان جلسه رسیدگی، برای صدور رأی وارد شور شدند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.