تاریخ: 2015-06-23 شناسه خبر: 548

بازیگر زن از بیماری نادر و روند درمانش می‌گوید

شهره سلطانی فارغ‌التحصیل موسیقی از دانشگاه آزاد است و شروع فعالیت در تئاتر با نمایش گلدونه خانوم در سال 1366، شروع فعالیت در تلویزیون در سال 1369 و شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم سه مرد عامی (سیامک شایقی) در سال 1372 آغاز شده است.

سلطانی با بازی درمجموعه ماندگار روزی روزگاری (امرالله احمدجو) به شهرت رسید و در چند مجموعه، موفق ظاهر شد و به عنوان یک بازیگر توانای تلویزیونی به محبوبیت رسید. خانه سبز (بیژن بیرنگ، مسعود رسام) و همسایه‌ها (محمدحسین لطیفی)، قرمز (فریدون جیرانی)، سه مرد عامی، شلیک نهایی (محسن شامحمدی)، رستوران خانوادگی، جوانی، برای آخرین بار، (اکبر منصور فلاح،)، ناتمام، هشتمین خوان از کارهای ماندگار بازیگری سلطانی محسوب می‌شوند. سلطانی برنده جایزه بهترین نمایش نامه نویس از پانزدهمین جشنواره تئاتر فجر برای بازی در نمایش شعبده و طلسم شده است و کارگردانی آخرین حکایت فرهاد از اجراهای موفقش محسوب می‌شود. پایگاه خبری سلامانه یا این بازیگر باسابقه درباره سلامتی و بیماری‌اش گفت‌وگویی انجام داده‌ است.

* قبل از بیماری‌تان آیا میانه خوبی با دکتر رفتن داشتید؟

کمتر برای چکاپ پیش دکتر می‌رفتم و فقط موقعی که بیمار می‌شدم می‌رفتم دکتر. بعد از بیمار شدنم دوستان دکتری را به من معرفی کردند که تخصصش غدد داخلی بود. بعد از معاینه ایشان نتوانست بیماریم را تشخیص بدهد.

*چه علائمی باعث شد که احساس کنید بیمار شده‌اید؟
 تهوع، خستگی و بی‌حوصله شده بودم و صبح‌ها که از خواب بلند می‌شدم صورت و یا پای چشم‌هایم ورم می‌کرد. بنابراین مطمئن شدم که دچار بیماری شده‌ام. در ادامه بحث قبلی دکتری که رفتم تشخیص غلط داد و به من گفت کبدم چرب است.

*آیا بدون آزمایش این تشخیص را اعلام کرد؟
نه، آزمایش دادم و بر اساس همین تشخیص داروهای زیادی مصرف کردم و نه‌تنها بهتر نشدم بلکه بیماریم شدت گرفت.

*اسم بیماری‌تان چیست؟

بیماری نادری که بخشی از بدن به بخش دیگر بدن حمله می‌کنند و سلول‌ها نابود می‌شوند و به‌جز این مسئله گمان می‌کردم که تیروئید هم دارم و در سونوگرافی گلویی که به دکتر جدیدم که متخصص هورمون بودند انجام دادم متوجه شدم که دو تا گره در سمت راست و یک گره در سمت چپ گلویم وجود دارد و با دارو و ویتامین‌هایی که تجویز شد. بدنم روبه بهبودی است.

*آیا بیماری تیروئید هم داشتید؟
 بله، تیروئید کم‌کار که توأم با اضافه‌وزن بود.

* چقدر استرس‌های ناشی از فعالیت تئاتری در تشدید بیماری‌تان نقش داشت؟
استرس‌های ناشی از کار قطعاً مسائلی را به همراه می‌آورد اما من از پانزده، شانزده‌سالگی کار کردم و فعال بودن عادت دارم. به همین دلیل اگر کار نکنم اضطراب بیشتری به سراغم خواهد آمد که احتمالاً آثار منفی بیشتری بر درمان خواهد داشت و من حدود 10 ماه مطلقاً کار نکردم که به دستور پزشک معالج و شرایط جسمی من اتفاق افتاد، اما شروع فعالیت‌ها نیز علاوه بر علاقه شخص خودم توصیه پزشکان بود که موجب شد دست‌به‌کار شوم. من روزهای بدی را در بیمارستان و خانه پشت سر گذاشتم و ازبدشانسی با بیماری نادر و عجیب و غریبی مواجه شدم. به همین دلیل الان که پزشک می‌گوید کار کردن اثر مثبتی در ادامه درمان دارد و من هم امکان فعالیت دارم نمی‌توانم از این فرصت بگذرم. بخصوص که از بین رفتن ویتامین‌ها زمانی که بیمار بودم موجب شد با افسردگی شدید دست و پنجه نرم کنم اما قرار نیست بار دیگر به این مسائل تن دهم و در برابر بیماری و از کار افتادگی تسلیم شوم.

*به خاطر همین نادر بودن بیماری‌تان نبود که مراحل درمانتان طول کشید؟
بله، به چند پزشک مراجعه کردم و دکتر صفوی خوشبختانه به‌درستی و مهارت تمام درمانم کرد.

*آیا بیماری‌تان ارثی است؟
ابن بیماری ژنتیکی نیست و دچار شدنش چند علت دارد. اولین علتش شوک‌های عصبی است. آلودگی هوا این بیماری را تشدید می‌کند. تغذیه نامناسب هم در بروز این بیماری مؤثر است. متأسفانه در اخبار می‌شنویم اغلب خوراکی‌های اصلی ما از قبیل شیر، گوشت و سبزی‌ها آلوده است.

*قبل از بیماری‌تان گوشت زیاد مصرف می‌کردید؟
 نه، من گوشت‌خوار نیستم و گیاه‌خوارم. بعد از بیماریم و شروع درمان دکتر معالجم به من تأکید کرد که باید به بدنم پروتئین برسد و ناچار گوشت سفید می‌خورم.

*طبق گفته پزشکان ریشه اصلی اغلب بیمارها استرس و فشارهای عصبی است؟
بله، در زندگی مدرن شهری امروز همه ماها در طول روز با تنش‌های زیادی روبه رو هستیم. آدم‌هایی مثل من که برون‌گرا نیستند و ناراحتی‌هایشان را تخلیه نمی‌کنند. دچار تنش درونی می‌شوند و این امر به خود خودی باعث می‌شود که جسمم آسیب ببیند. درحالی‌که این اتفاق برای آدم‌های برون‌گرا رخ نمی‌دهد.

*آلان خیلی‌ها از تئاتری‌ها مثل نادر برهانی مرند چند ماه پیش به علت فشار کاری دچار حمله قلبی شده‌اند؟
تئاتر ما نابه سامان شده است. به همین دلیل فشار روی بچه‌های تئاتری زیاد است و خانه اصلی همه ماها تئاتر است. هرچند که برخی از مواقع مجبوریم به بازی در سینما و تلویزیون هم بپردازیم. به‌هرحال با وضعیت غم‌انگیزی روبه‌رو هستیم.

*این آلودگی هوای تهران به‌خصوص در فصل زمستان تبدیل به یک چالش برای مردم شهرهای بزرگ‌شده است. برای حل این معضل چه باید کرد؟
متأسفانه اغلب ماشین‌ها که در خیابان‌ها تردد می‌کنند تک‌سرنشین هستند و جوان‌ها که تفریح خاصی ندارند. اکثر با ماشین به این و یا آن خیابان می‌روند و وقت‌گذرانی می‌کنند. این دوستان جوان غافل هستند و نمی‌دانند که خودشان هم درتهدید این آلودگی هوا قرار دارند و نباید بگذاریم خودخواهی باعث بیماری و ناراحتی دیگران بشود. آلان استفاده از ماشین تبدیل به یک پز و فخرفروشی شده است. متأسفانه چیزی که در کشور ما مد شود همه کورکورانه به سمتش می‌روند و باید در این زمینه فرهنگ‌سازی انجام شود.

*دو سال قبل هنرمندان در تیزرهای تبلیغاتی ظاهر می‌شدند و درباره آلودگی هوا هشدار می‌دانند؟
بله، من هم در این برنامه حضور داشتم. اما تأثیرات زیادی نداشت. ماها باید یاد بگیریم باید از چیزهای مثبت تبعیت کنیم. آلان اگر تبلیغ چیزهای مضری مثل سیگار کشیدن بشود همه فوری از آن تقلید می‌کنند و این چیزی بدی است. اما به سراغ تقلید از چیزهای خوب مثل ورزش کردن. نمی‌روند.

*این ریشه پزشک گریزی ما ایرانی‌ها چیست تا به محضی که دچار بیماری سختی می‌شویم تازه به صرافت مراجعه به دکتر می‌افتیم؟
دقیق نمی‌دانم. ما پزشکان خوب زیادی داریم. اما هزینه‌های درمان زیاد شده و به‌محض اینکه به دکتر مراجعه می‌کنیم. باید انواع و اقسام آزمایش‌ها را که خیلی‌هایش هم ضرورتی ندارد را انجام داد. من در ایام بیماری با توجه به اینکه بیمه نیستم هزینه‌های زیادی برای درمان متحمل شدم که شاید برای برخی‌ها قابل پرداخت نباشد. در بیمارستان‌ها هم هزینه‌ها نجومی است. باید در این زمینه امکانات زیادی در اختیار بیماران قرار بگیرد تا بیمار فقط توجهش به درمان باشد و نگران هزینه‌های بیماری‌اش نباشد.

 

منبع:سلامانه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.